مدل تعالی سازمانی
مقدمه
مدلی که جایزه ملی بهرهوری و تعالی سازمانی بر آن استوار شده، دارای نه معیار است. پنج معیار آن، توانمندسازها و چهار معیار دیگر نتایج هستند.
توانمندسازها: رهبری، خطمشی و استراتژی، کارکنان، مشارکتها و منابع، فرآیندها
نتایج: نتایج مشتریان، نتایج کارکنان، نتایج جامعه، نتایج کلیدی عملکرد
معیارهای ”توانمندساز“، آنچه را یک سازمان انجام میدهد پوشش میدهند و معیارهای ”نتایج“، آنچه را که یک سازمان بدست میآورد. ”نتایج“ بر اثر اجرای ”توانمندسازها“ بدست می آیند و ”توانمندسازها“ با گرفتن بازخور از ”نتایج“ بهبود مییابند. شکل زیر، نمایی از مدل را نشان داده که پویایی مدل در آن نمایان است.
نوآوری و یادگیری کمک میکند تا توانمندسازها بهبود یافته و بهبود توانمندسازها، بهبود نتایج را به دنبال خواهد داشت.

شكل 3‑1 : مدل تعالی سازمانی
هر یک از معیارهای نه گانه مدل جایزه ملی بهرهوری و تعالی سازمانی شامل چند جزء است که ابعاد مختلف معیار را مشخص میسازد. در ادامه تعریف هر یک از معیارهای مدل و اجزای آنها آمده است.
معیار 1 : رهبری
معیار 2 : استراتژی
معیار 3 : کارکنان
معیار 4 : شراكت ها و منابع
معیار 5 : فرآیندها، محصولات و خدمات
معیار 6 : نتایج مشتریان
معیار 7 : نتایج کارکنان
معیار 8 : نتایج جامعه
معیار 9 : نتایج کلیدی
معیارها و زیرمعیارها
در این بخش هر یك از معیارها و زیرمعیارها شرح داده میشود:
1- رهبري
سازمانهاي متعالي رهبراني دارند كه آينده را به تصوير كشيده و آنرا محقق ميسازند و همواره به عنوان الگو براي ارزشها و اخلاق سازماني، ايفاي نقش ميكنند و الهم بخش اعتماد هستند. آنها انعطاف پذيرند و سازمان را قادر ميسازند تا براي حصول اطمينان از موفقيت مداوم سازمان، آينده را به موقع پيش بيني كرده و عكس العمل نشان دهد.
1a-رهبران ماموريت، چشم انداز، ارزشها و اخلاقيات را ايجاد كرده، توسعه داده و خود به عنوان الگو عمل ميكنند.
1b- رهبران، سيستم مديريت سازمان وعملكرد آن را تعريف، پايش، بازنگري و هدايت كرده و بهبود ميدهند.
1c- رهبران با ذينفعان بيروني فعالانه در تعامل هستند.
1d- رهبران با همراهي كاركنان سازمان، فرهنگ تعالي را تقويت ميكنند.
1e- رهبران اطمينان مييابند كه سازمان منعطف است و تحول در آن به صورت اثربخش مديريت ميشود.
2- استراتژي
سازمانهاي متعالي، ماموريت و چشم انداز خود را از طريق توسعه يك استراتژي متمركز بر ذينفعان به اجرا در ميآورند. خطمشيها، برنامهها، اهداف و فرآيندها براي تحقق استراتژي، توسعه يافته و جاري ميشوند.
2a-استراتژي، مبتني بر درك نيازها و انتظارات توأمان ذينفعان و محيط بيروني است.
2b- استراتژي مبتني بر درك قابليتها و عملكرد دروني است.
2c- استراتژي و خطمشيهاي پشتيبان توسعه يافته، بازنگري و به روز ميشود.
2d- استراتژي و خطمشيهاي پشتيبان در ميان گذاشته شده، اجرا و پايش ميشوند.
3- كاركنان
سازمانهاي متعالي كاركنان خود را ارج مينهند و فرهنگي را ايجاد ميكنند كه دستيابي به اهداف سازماني و شخصي در بردارنده منافع طرفين، ميسر شود. آنها قابليتهاي كاركنان خود را توسعه داده و عدالت و برابري را ترويج ميدهند. اين سازمانها با كاركنان خود به گونهاي ارتباط برقرار كرده و ايشان را مورد تشويق، قدرداني و مراقبت قرار ميدهند كه آنها را برانگيزانند، در آنها تعهد ايجاد كرده و قادرشان سازند تا از مهارتها و دانش خود در راستاي منافع سازمان استفاده كنند.
3a-برنامههاي كاركنان استراتژي سازمان را پشتيباني ميكند.
3b- دانش و قابليتهاي كاركنان توسعه مييابد.
3c- كاركنان همسو شده، مشاركت داده شده و توانمند ميشوند.
3d- كاركنان در سراسر سازمان به طور اثربخش ارتباط برقرار ميكنند.
3e- كاركنان تشويق، قدرداني و مراقبت ميشوند.
4- شراكتها و منابع
سازمانهاي متعالي شراكتهاي بيروني، تامينكنندگان و منابع دروني را به منظور پشتيباني از استراتژي و خطمشيها و اجراي اثربخش فرآيندها، برنامهريزي و مديريت ميكنند. اين سازمانها از مديريت اثربخش پيامدهاي زيست محيطي و اجتماعي توسط آنها( شراكتهاي بيروني، تامين كنندگان و منابع دروني) اطمينان مييابند.
4a-شركا و تامين كنندگان براي منافع پايدار مديريت ميشوند.
4b- منابع مالي براي تضمين موفقيت پايدار مديريت ميشوند.
4c- ساختمانها، تجهيزات، مواد و منابع طبيعي به روشي پايدار مديريت ميشوند.
4d- تكنولوژي براي پشتيباني از تحقق استراتژي مديريت ميشوند.
4e- اطلاعات و دانش براي پشتيباني از تصميم گيري اثربخش و ايجاد قابليت سازماني، مديريت ميشوند.
5- فرآيندها، محصولات و خدمات
سازمانهاي متعالي فرآيندها، محصولات و خدمات خود را به منظور خلق ارزش فزاينده براي مشتريان و ساير ذينفعان خود طراحي و مديريت كرده و بهبود ميبخشند.
5a-فرآيندها به منظور بهينه سازي ارزش براي ذي نفعان، طراحي و مديريت ميشوند.
5b- محصولات و خدمات به منظور خلق ارزش بهينه براي مشتريان توسعه مييابند.
5c- محصولات و خدمات به طور اثربخش ترويج و بازاريابي ميشوند.
5d- محصولات و خدمات توليد، تحويل و مديريت ميشوند.
5e- روابط با مشتريان مديريت شده و ارتقا مييابد.
6- نتايج مشتريان
سازمانهاي متعالي:
· مجموعهاي از شاخص عملكردي و دستاوردهاي مرتبط را به منظور تعيين جاري سازي موفق استراتژي و خطمشي هاي پشتيبان مبتني بر نيازها و انتظارات مشتريان، توسعه داده و در مورد آنها توافق ميكنند.
· اهداف روشني را مبتني بر نيازها و انتظارات مشتريان، همسو با استراتژي اتخاذ شده، براي نتايج كليدي تعيين ميكنند.
· نتايج خوبي از مشتريان با روند مثبت يا پايدار، حداقل براي يك دوره سه ساله، نشان ميدهند.
· دلايل اصلي و محركهاي روندهاي مشاهده شده و تاثيري كه اين نتايج بر ساير شاخصهاي عملكردي و دستاوردهاي مرتبط دارند را به وضوح درك ميكنند.
· عملكرد و نتايج آينده را پيش بيني ميكنند.
· درك ميكنند كه چگونه نتايج كليدي كه به آنها دست يافته اند را باسازمانهاي مشابه مقايسه كرده و از اين داده ها در جايي كه كاربرد دارد، براي هدف گذاري استفاده نمايند.
· نتايج را براي درك تجارب، نيازها و انتظارات گروههاي خاص مشتريان، بخش بندي ميكنند.
a6- برداشتها
· اينها برداشتهاي مشتريان از سازمان هستند كه ممكن است از طريق منابع مختلفي از جمله نظرسنجي از مشتريان، گروههاي تمركز، رتبه بندي فروشندگان، تشكرها و شكايتها به دست آيند.
· اين برداشتها بايد درك روشني از منظر مشتريان از اثربخشي جاري سازي و اجراي استراتژي و خطمشيهاي پشتيبان و فرآيندهاي مرتبط با مشتريان ارائه كنند.
· متناسب با هدف سازمان، شاخصها ميتوانند بر اين موارد تمركز نمايند:
· شهرت و تصوير سازمان
· ارزش محصولات و خدمات
· تحويل محصولات و خدمات
· خدمات و پشتيباني مشتريان و روابط با آنها
· وفاداري مشتريان و تعامل فعال با آنها
b6- شاخصهاي عملكردي
· اينها شاخصهاي دروني هستند كه توسط سازمان به منظور پايش، درك، پيشبيني و بهبود عملكرد سازمان و پيشبيني تاثيرات آنها بر برداشتهاي مشتريان بيروني استفاده ميشوند.
· اين شاخصها بايد درك روشني از كارايي و اثربخشي جاري سازي و اجراي استراتژي و خطمشيهاي پشتيبان و فرآيندهاي مرتبط با مشتريان ارائه كنند.
· متناسب با هدف سازمان، شاخصها ميتوانند بر موارد زير تمركز نمايند:
· تحويل محصولات و خدمات
· خدمات و پشتيباني مشتري و روابط با آنها
· شكايات و تشكرها
· قدردانيهاي بيروني
7- نتايج كاركنان
· سازمانهاي متعالي:
· مجموعهاي از شاخص هاي عملكردي و دستاوردهاي مرتبط را به منظور تعيين جاري ساز ي موفق استراتژي و خطمشيهاي پشتيبان مبتني بر نيازها و انتظارات كاركنان خود، توسعه داده و در مورد آنها توافق ميكنند.
· اهداف روشني را مبتني بر نيازها و انتظارات كاركنان، همسو با استراتژي اتخاذ شده، براي نتايج كليدي تعيين ميكنند.
· نتايج خوبي از كاركنان با روند مثبت يا پايدار، حداقل براي يك دوره سه ساله، نشان ميدهند.
· دلايل اصلي و محركهاي روندهاي مشاهده شده و تاثيري كه اين نتايج بر ساير شاخصهاي عملكرد و دستاوردهاي مرتبط دارند را به وضوح درك ميكنند.
· عملكرد و نتايج آينده را پيش بيني ميكنند.
· درك ميكنند كه چگونه نتايج كليدي كه به آنها دست يافتهاند را با سازمانهاي مشابه مقايسه كرده و از اين دادهها در جايي كه كاربرد دارد، براي هدفگذاري استفاده نمايند.
· نتايج را براي درك تجارب، نيازها و انتظارات گروههاي خاص درون سازمان، بخشبندي ميكنند.
a7- برداشتها
· اينها برداشتهاي كاركنان از سازمان هستند كه ممكن است از طريق منابع مختلفي از جمله نظرسنجي از كاركنان، گروههاي تمركز، مصاحبهها و ارزشيابيهاي ساخت يافته به دست آيند.
· اين برداشتها بايد درك روشني از منظر كاركنان از اثربخشي جاري سازي و اجراي استراتژي و خطمشيهاي پشتيبان و فرآيندهاي مرتبط با كاركنان ارائه كنند.
· متناسب با هدف سازمان، شاخصها ميتوانند بر اين موارد تمركز نمايند:
· رضايت، مشاركت و تعامل فعال
· احساس افتخار و ارضا
· رهبري و مديريت
· هدفگذاري، مديريت شايستگيها و عملكرد
· توسعه شايستگيها، كارراهه شغلي و آموزش
· ارتباطات اثربخش
· شرايط كاري
b7- شاخصهاي عملكردي
· اينها شاخصهاي دروني هستند كه توسط سازمان به منظور پايش، درك، پيشبيني و بهبود عملكرد كاركنان سازمان و پيشبيني تاثيرات آنها بر برداشتهاي كاركنان استفاده ميشوند.
· اين شاخصها بايد درك روشني از كارايي و اثربخشي جاري سازي و اجراي استراتژي و خطمشيهاي پشتيبان و فرآيندهاي مرتبط با كاركنان ارائه كنند.
· متناسب با هدف سازمان، شاخصها ميتوانند بر موارد زير تمركز نمايند:
· مشاركت و تعامل فعال
· هدفگذاري، مديريت شايستگيها و عملكرد
· عملكرد رهبري
· توسعه كارراهه شغلي و آموزش
· ارتباطات دروني
8- نتايج جامعه
سازمانهاي متعالي:
· مجموعهاي از شاخص هاي عملكردي و دستاوردهاي مرتبط را به منظور تعيين جاري ساز ي موفق استراتژي اجتماعي و زيست محيطي و خطمشيهاي مرتبط، مبتني بر نيازها و انتظارات ذينفعان بيروني مربوطه، توسعه داده و در مورد آنها توافق ميكنند.
· اهداف روشني را مبتني بر نيازها و انتظارات ذينفعان بيروني، همسو با استراتژي اتخاذ شده، براي نتايج كليدي تعيين ميكنند.
· نتايج خوبي از جامعه با روند مثبت يا پايدار، حداقل براي يك دوره سه ساله، نشان ميدهند.
· دلايل اصلي و محركهاي روندهاي مشاهده شده و تاثيري كه اين نتايج بر ساير شاخصهاي عملكرد و دستاوردهاي مرتبط دارند را به وضوح درك ميكنند.
· عملكرد و نتايج آينده را پيش بيني ميكنند.
· درك ميكنند كه چگونه نتايج كليدي كه به آنها دست يافتهاند را با سازمان مشابه مقايسه كرده و از اين دادهها در جايي كه كاربرد دارد، براي هدفگذاري استفاده نمايند.
· نتايج را براي درك تجارب، نيازها و انتظارات ذينفعان خاص در جامعه، بخشبندي ميكنند.
a8- برداشتها
· اينها برداشتهاي جامعه از سازمان هستند كه ممكن است از طريق منابع مختلفي از جمله نظرسنجي ها، گزارشها، مقالات مطبوعاتي، نشستهاي عمومي، سازمانهاي غير دولتي، نمايندگان جامعه و مسئولين دولتي به دست آيند.
· اين برداشتها بايد درك روشني از منظر جامعه از اثربخشي جاري سازي و اجراي استراتژي اجتماعي و زيست محيطي و خطمشيهاي پشتيبان و فرآيندهاي سازمان ارائه كنند.
· متناسب با هدف سازمان، شاخصها ميتوانند بر اين موارد تمركز نمايند:
· پيامدهاي زيست محيطي
· تصوير و شهرت سازمان
· پيامدهاي اجتماعي
· پيامدهاي محيط كار
· جوايز و پوشش رسانهاي
b8- شاخصهاي عملكردي
· اينها شاخصهاي دروني هستند كه توسط سازمان به منظور پايش، درك، پيشبيني و بهبود عملكرد سازمان و پيشبيني پيامدهاي آن بر برداشتهاي جامعه استفاده ميشوند.
· اين شاخصها بايد درك روشني از اثربخشي و كارايي رويكردهاي بكار گرفته شده براي مديريت مسئوليتهاي اجتماعي و زيست محيطي سازمان ارائه كنند.
· متناسب با هدف سازمان، شاخصها ميتوانند بر موارد زير تمركز نمايند:
· عملكرد زيست محيطي
· پيروي از مقرارت و حاكميت
· عملكرد اجتماعي
· عملكرد ايمني و بهداشتي
· عملكرد منبع يابي و تداركات مسئولانه
9- نتايج كليدي
توجه: نتايج كليدي براي مشتريان، كاركنان و جامعه در معيارهاي،6، 7 و 8 پوشش داده شدهاند.
سازمانهاي متعالي:
· مجموعهاي از نتايج كليدی مالی و غير مالی را به منظور جاری سازی موفق استراتژی و خط مشی های پشتيبان مبتنی بر نياز ها و انتظارات ذی نفعان كليدی، توسعه داده و در مورد آن ها توافق می كنند.
· اهداف روشني را مبتني بر نيازها و انتظارات ذي نفعان كليدي، همسو با استراتژي اتخاذ شده، براي نتايج كليدي تعيين ميكنند.
· نتايج كليدي خوب را با روندي مثبت يا پايدار، حداقل براي يك دوره سه ساله نشان ميدهند.
· دلايل اصلي و محركهاي روندهاي مشاهده شده و تاثيري كه اين نتايج بر ساير شاخصهاي عملكردي و دستاوردهاي مرتبط دارند را به روشني درك ميكنند.
· عملكرد و نتايج آينده را پيش بيني ميكنند.
· درك ميكنند كه چگونه نتايج كليدي كه به آنها دست يافتهاند را با سازمانهاي مشابه مقايسه كرده و از اين دادهها در جايي كه كاربرد دارد، براي هدف گذاري استفاده نمايند.
· نتايج را براي درك سطوح عملكردي و دستاوردهاي استراتژيك حاصله درون حوزههاي خاص سازمان بخشبندي ميكنند.
a9- دستاوردهاي كليدي استراتژيك
اينها دستاوردهاي كليدي مالي و غير مالي هستند كه بيانگر موفقيت سازمان در جاري سازي استراتژي خود ميباشند. مجموعه شاخصها و اهداف مربوطه با همراهي ذينفعان كليدي، تعريف شده و مورد توافق قرار ميگيرند.
متناسب با هدف سازمان، شاخصها ميتوانند بر موارد زير تمركز نمايند:
· دستاوردهاي مالي
· عملكرد در مقايسه با بودجه
· حجم محصولات يا خدمات كليدي تحويلي
· دستاوردهاي كليدي فرآيندها
b9- شاخصهاي كليدي عملكرد
اينها شاخصهاي كليدي مالي و غير مالي هستند كه بيانگر اندازهگيري عملكرد عملياتي سازمان استفاده ميشوند. آنها به پايش، درك، پيش بيني و بهبود دستاوردهاي كليدي استراتژيك مورد انتظار كمك ميكنند.
متناسب با هدف سازمان، شاخصها ميتوانند بر موارد زير تمركز نمايند:
· شاخصهاي عملكرد مالي
· هزينههاي پروژه
· شاخصهاي عملكرد فرآيندهاي كليدي
· عملكرد شركا و تامين كنندگان
· تكنولوژي، اطلاعات و دانش